توضیحات
در قسمتی از کتاب حکایت دولت و فرزانگی میخوانیم:
مانند این همه مردم نباش که پیش از آنکه بیازمایند دست میکشند و باز مانند کسانی هم نباش که دست به عمل میزنند اما قبلا متقاعد شدهاند که موفق نخواهند شد. اندیشهها و کردارهایت را هماهنگ کن. بزرگترین دارایی ما آزادی است و دولت میتواند به تو آزادی عطا کند. برایت نیکو خواهد بود که این آزادی را بشناسی با آن خواهی دید که بسیاری از توهمات ناپدید میشوند و در آخر جوان نامهای از دولتمند دریافت میکند که در آن همه کتابهایش را به او بخشیده تا از آنها بهرهور شود و تاکید کرد که به تله اعتماد به هر آنچه کتابها میگویند نیفت. آن زمان است که جوان با خبر میشود که پیرمرد مرده است او با خود عهد کرد که تمام تعالیم دولتمند آنی را به بهترین شکل به همه برساند.



دیدگاه کاربران
افزودن نظر جدید